خرید بک لینک
سر هر كوچهگوشه ي هر باغپشت هر پنجرهدستاني تكان ميخوردهواي را خوشبوباغي را خوش رو ميكند وسربازي را صدا دارددر هلمندزابلبادغيسكابل و يا بدخشاندر سنگر نشستههي به آخرين گلوله اش فكر ميكند زنان اين ديارعشق به سربازي رادر طلوع افتاببر گونه ايمي سپارندمرواريد ميشودبر بلورين گردنش آويزان عشق به سرباز اين ديارخيلي ها را انگشت در دهان كردهحتي ليلي را عاشق سرباز شدندر اين جغرافياكاري است.... شاعر: ضیاءالحق فیروزکوهی

برچسب: عشق,سرباز, نویسنده: حسین میرزاده تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:44

در شب قدر چه خالصانهعطر با هم بودن مي فشاريمعاشقانه و دوستانه خداي مان را صدا ميزنيمآهاي خدايا!چه ميشود؟گاو قوم عيسى رادوباره خلق بكني وما دوباره بكشيم اشو دشمن مان را بشناسيميك ملت موريانه افتاده گان قرن گشته اند خدايا!چه ميشوداين همه عاشق حور رااگر عاشق خودت نمي كرديلا اقل عاشق انسانيت شان ميكردي خدايا!نيك ميدانمقهار نام توستولي اين را نمي دانمچه وقت بالآي اين حور پرستان قهر ميشوي خدايا!فضولي نيستولياين هزار ماه راباز خونين كردند. شاعر: ضیاءالحق فیروزکوهی دسته بندی : تاريخ: جمعه نهم تیر ۱۳۹۶ - 2:6 | نويسنده: ضیاالحق فیروزکوهی |

برچسب: سوگ,رفته,گان,قدر, نویسنده: حسین میرزاده تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:44

صفحه بندی